--- quoted from "banUkHanOm" -
كسي با سكوتش
مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد
كسي با نگاهش
مرا تا درندشت درياي خون برد
×××
مرا بازگردان
مرا اي به پايان رسانيده
آغاز گردان
***
خسته ام از اين دل
خسته از اين همه عالم تا کي؟
آه از اين راه دراز
آه از اين سوز وگداز
آه از اين سوز وگداز
مانده ام من گله از ماه کنم
گله از يار جفا کار کنم
يا که از چشم خطا کار کنم
يا که از اين دل بيمار کنم
بهتر آنکه بنشينم به لب پنجره و
چشم بر راه کنم
گله از راه کنم
***
کاش هيچ کس تنها نبود
کاش ديدنت رويا نبود
گفته بودي مي مانم
اما رفتي
و گفتي: اينجا جا نبود
من دعا کردم براي بازگشت دستهاي تو
ولي گويا بالي نبود
يک نفر امد صدايم کردو رفت
با صدايش اشنايم کردورفت
پشت پرچين شقايق که رسيد
ناگهان تنها رهايم کرد و رفت
-----------
wow nice one thanks for sharing banukhonam jan
_________________
The future belongs to those who believe in the beauty of their dreams