علت و انگيزه نوشتن اين كتاب در چي بود ؟ از دير زماني در هر مجلس كه به صحبت با دوستان مينشستم و به صحبت ها گوش ميدادم متوجه ميشدم كه تمام صحبت هادر هر مجلس همه موضوع سياست موضوع داغ روز و سياست روز بوده و غير از حرف هاي بي ارزش و بي مورد كه جز ضيا وقت ديگر كدام فايده نداشته باشد در بر ميگيرفت و هر شخص دانسته و نادانسته با سواد و بي سواد جوالي و واليدر هر گونه محفل چه محفل عروسي يا در محفل ختم در خوشي و غم در هر جا همين صحبت ها بود و بسولي در بعضي از محافل متوجه ميشدم كه بعضي ار افراد اين گونه بحث ها را اهسته اهسته به موضوع دين و اسلام ميكشانند و تمام رنج هاي فعلي را و مشكلات روز را بهدين و عقب ماندگي دين ارتباط ميدهند و چند هوا داران وي باو او هم نظر شده و ديگران خاموشي را اختيار ميكردند و انقدر دراين مورد پيش ميرفتند تا همه به سخنان ويتصديق ميكردند و محافل به پايان ميرسيد .


و من به اين امر سخت اندوهگين ميشدم ولي چون دانش و فهم ديني من به ان درجه نبود كه با انهامقابله كنم يك موضوع و دوم بزرگي و احترام ريش سفيدي شان ديگر موضوع و سوم خاموش بودن ديگربزرگان و استادان و عالمان هم در امور دين وهم در ديگر علوم- باعث ميشد كه بنده نيز خاموش باشم و جز جنگيدن با درون خودم ديگر چاره ئي نداشتم و


با خود فكر كردم و خواستم علت و دليل موجوديت اينگونه افراد را در جامعه كه روز به روز به تعداد انها افزوده ميشود ريشه يابي كنم .


با امكانات كم و مصروفيت هاي زياد باز هم به لطف خداوند متعال به اين نتيجه رسيدم كه در پهلوي هزار ها هزار دلايل ديگر يكي هم مطالعه هاي منفي و خواندن كتاب هاي حرام قبل از خواندن كتابهاي حلال ميباشد و زماني كه زندگي بعضي از انها را به بررسي قرار دادم ديدم كه از كودكي از راه ديناز رفتن به مسجد از اموختن قاعيده بغدادي و از اموختن قران و حديث بدور بوده و بر عكس از همان اوان جواني در پي اموختن موضوعات داغ روز موضوعات سياسي ويا سهيم بودن در حلقات سياسي و مصروف از ياد كردن مرام نامه هاي احزاب سياسي بوده و بس و بخاطر پيشرفت بيشتردر امور دنيائي كتاب هاي ماويستي را كتاب گاندي را كتاب لنين را و ..........را بار بار خوانده و قسمت هاي از انرا حفظ نموده و از انها در مجالس استفاده ميكردند و همين طور در اين چنين حالت رشد نموده جوان شده و به پيري رسيده اند و اكنون در هر مجلس كه اين چنين اشخاص رشته سخن را بدست ميگيرند همه به احترام بزرگي اش و ريش سفيدي اش به او گوش ميدهند و او هم از اين احترام استفاده سوه نموده و گويا كه صرف او ميداند و بس و همه گفتار هايش درست است كه همه خاموش اند چنان ميدان جنگ و تعرض بر ضد دين و اسلام را داغ ميسازند كه حتي مستقيم به دين و اسلام و پيروان عالي قدر دين مبين اسلام توهين ميكنند . و خاموش بودن ديگران را ثبوت به گفتار خويش ميپندارند .


بلاخره اين رنج و غم و اندوه دروني من از نوك قلم نا چيزم فرياد براورد و بر چند صفحه اندگي به گونه يك مقاله تحت عنوان ( كتاب ها هم حلال و حرام دارند ) اشكار شد .


اكثر دوستان با خواندن اين مقاله بنده را تشويق نمودن و حتي كم كم متوجه اشتباه خود هم شدند و حتي بنده شاهد موثر بودن اين مقاله در چند ين مجلس بودم . ولي اين مقاله كه در چند صفحه محدود بود با كوششزياد بنده صرف در دسترس چند دوست اندك قرار گرفت و از معدوده دوستان نزديك من و چند دوست كه از طريق انترنيت و ايميل به انها رسانيدم بيرون نرفت و همين طور مدت زيادي به فراموشي سپرده شد . ولي چندي پيش يكي از دوستان خيلي عزيزم و محترم ام بنام استاد محب الله ()كه خيلي به ايشان احترام و اخلاص دارم و همچنان بنده را در بخش تفسير قران كريم درس ميدهد با خواندن مقاله بنده انرا خيلي پسند كرد و بنده را تشويق نمود تا انرا اندكي مفصل تر ساخته و به شكل يك رساله و يا كتاب در بياورم تا همه افراد جامعه كه علاقه به مطالعه كتابهاي ديني دارند از ان استفاده نمايند و به توفيق خداوند متعال باشد اين چند سطر نا چيز بنده سبب رضايت مندي خداوند متعال از من بنده پر از گناه و عاصي شده و بنده را توفيق عمل نيك و مغفرت نمايد .

كتاب

مغز و ذهنيك كودك مانند يك ورق سفيد است كه هر چيز را كه در ان نوشته كنيد براي هميشه دران باقي ميماندو يا مانند يك CD سفيد است كه هرچيز را كه در ان ثبت شود براي هميشه در ان باقي ميماند فكر و ذهن انسانتا سن بلوغ هر چيز را كه به ان اموختانده شود و هر انچيز را كه او مطالعه كند همان مفكوره همان دانش و همان فهم در ذهن و فكرش براي هميشه ميماند و هر لحظه كه بخواهد يك كاري كند و يا در مورد چيزي سخن بزند نظر به فهم و مفكوره شخصي خويش صحبت ميكند .


پس به اين خاطر خواندن كتاب هاي ديني و اسلامي براي هر فرد مسلمان در قدم اول امر مهم و فرض است و هر مسلمان بايد اولتر كتاب قرانكريم را درست و دقيق بخواند و بعدا در مورد دين خود و پيامبر خود و كتاب پيامبر و سنت او مطالعه دقيق كند تا كتاب اسلامي خود را و پيامبر خود را بطور كامل بشناسد و بعدا برايش اجازه است كه ديگر دين ها را و ائين هارا و زندگي نامه اشخاص مشهور ديگر اديان را و مفكوره هاي دانشمندان و سياستمداران غير مسلم را مطالعه كند اگر يك مسلمان قبل از فهميدن و خواندن قران كريم و قبل از شناخت كامل پيامبر خود و خواندن زندگي نامه پيامبر خود و صحابي عزيزالقدر كتاب هاي چون زندگي نامهگاندي- لينين- ماركس – ........ و يا كتاب چون كتاب اياتي شيطاني را ميخوانند بايد بدانند كه خواندن اين گونه كتاب ها برايش حرام است . حرام يعني اجازه نيست . يعني كار نادرست و اشتباه بزرگ است . يعني جفا به خود كردن است

دين مبين اسلام ديني است كه در هر مورد و در هر چيز و براي هر دوران زندگي تمام انسانها داراي احكام مطابق به همان زمان و محيط را دارا ميباشد


و هيچ چيز نييست كه در چار چوكات دين اسلام داراي حد و اندازه نباشد . از پيدايش انسان تامرگ انسان از كار انسان تا خواب انسان از گفتار انسان تا كردار انسان از نيت انسان تا عمل انسان از خوراك انسان تا پوشاك انسان از تعليم انسان تا تعلم انسان . براي هر قدم انسان رهنما دارد و انسان را به سوي فلاح و رستگاري سوق داده و از غرق شدن در گرداب گناه و بدبختي ها او را نگهميدارد و دين مبين اسلام بجز احكام الهي هيچ قانون ديگر را كه در تضاد با قران باشدقبول ندارد


چنانچه در زمان حضرت محمد (ص) يك شخصي نزد ان حضرت (ص) امد و گفت يا رسول الله من به تو ايمان مي اورم و به خداوند متعال ايمان مياورمو تمام احكام الهي را از دل و جان قبول ميدارم ولي يك شرط دارم كه من در گذشته ها قسم ياد كرده ام كه تا مرگ از گوشت شتر استفاده نكنم و گوشت شتر را براي خود حرام قرار داده ام ميخواهم در اسلام هم گوشت شتر براي من حرام باشد يعني صرف يك حلال خداوندي را براي خود حرام مي ساخت.


حضرت محمد (ص) قبول نكردند .


زيرا وقتي كه انسان در دين مبين اسلام شامل شد بايد تمام قوانين و احكام الهي را از دل و جان قبول كند و هيچ عمل و رواج را كه در زمان جاهليت به ان پايبند بود در اسلام به ان عمل نكند بلكه از انها دوري كند و دين مبين اسلام هيچ قيد و شرط را در داخل دين نمي پذيرد و انسان در دين اسلام كاملا داخل شود نه اينكه دين را به ميل و سليقه خويش در وجود خود داخل كند و هر حكم را كه خوششامد به ان عمل كند و هر حكم تا به سليقه اش ساز گار نبود به ان عمل نكند .


در زمان حضرت محمد (ص) صحابي انچنان به قران پايبند بودند وقتي كه يك ايت نازل ميشد كوشش ميكردند كه انرا حفظ كنند و همزمان در زندگي خود عملي مينمودند . چنانچه يك مشرك از يك صحابي در مورد قران پرسيد كه كتاب قران شما چگونه كتابي است او در جواب صحابي ديگر را نشان داد كه قران اينگونه است مشرك ميگويد كه من از كتاب تان سوال ميكنم و تو شخص را نشان ميدهيصحابي در جواب ميگويد كه هر انچيز كه خداوند در كتاب قران حكم نموده در وجود اين صحابي عملي ديده ميتواني . يعني تمام زندگي وي مطابق به قانون و حكم قران كريم است


زيرا دين مبين اسلام كاملترين دين كاملترين قانون كاملترين علم و دانش براي تمام انسانهاي روي زمين از ابتداي اسلام تا به قيامت است و ميباشد پس ضرورت به ديگر قانونها و مقررانت پيدا نميشود .


چنانچه خداوند متعال ميفرمايد ( ذالك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين ) اين است همان كتابي كه قبلا بشارت ان در ديگر كتاب هاي اسماني ( انجيل – زبور – تورات ) داده شده بود و هيچ شك و ترديد در ان نيست .


پس وقتي كه كتابي راكه خداوند تصديق كند و بگويد كه هيچ شك و ترديد در ان نيست ان كتاب مقدس ترين و كاملترين كتاب در تمام جهان ميباشد


كتاب خداوند چنان بحر از علم است كه از هر ايت ان ميتوان هزار ها معني و مفهوم استخراج كرد


كتاب قران كريم در مورد علم طبابت علم ساينس و تمام علوم بحث كرده و معلومات داده اما به شكل مجمل و بسيار فشرده و خلص . اينجا سوال پيدا ميشود كه چرا هر موضوع در قران به گونه فشرده و مجمل بيان شده در جواب بايد گفت كه در اين يك حكمت خداوندي است كه حضرت محمد (ص) نه از روي اجتهاد خويش و از وحي الهي هيچ گونه تفسيري از ايات افات بيان ننموده است زيرا اگر بعضي از اين ايات را نظر به زمان و محيط و فهم و دانش ان زمان تفسير ميكردند پس با گذشت زمان و با پيشرفت هاي علم و دانش ان تفسير خاصيت و ارزش خود را از دست ميداد و براي قرن هاي بعدي غير قابل قبول ميبود و اگر نظر به فهم و دانش نسل هاي و قرنهاي بعدي مانند عصر كنوني تفسير ميكردند پس فهم و درك ان براي افراد پيرامونش و محيط و شرايط ان زمان دشوار و غير ممكن ميشد .


به همين دليل تفسير ايت به سطع فهم و درك خاص هر عصر موكول شده است .


و هركس كه بخواهد درهر ايت از قران تحقيق كنند نتيجه سالها تحقيق اورا و سالها مطالحه او را خداوند متعال در چند سطر كوتاه در كتاب قران كريم به دست رس مسلمانان قرار داده است در صورت كه ما مسلمانان در عوض كه در پي كتابهاي غير اسلامي برايم بايد اول كتاب مذهبي خود را با دقت غور و مطالحه كنيم كه بحر از علم است ولي با تاسف كه ما بحر از علم را گذاشته در پي قطره هاي باران سرگردان هستيم و با حاصل كردن يك قطره بسيار خوشحال ميشويم در حالي كه بحر از علم در نزد ما است اما اگاه نيستيم و قدر انرا نميدانيم .


اين گفتار براي انان كه هميشه مطالعه منفي داشته اند و از دين و از كتاب قران هيچ اگاهي ندارند بسيار مشكل و غير قابل باور است بنا در اينجا بجا است تا چند مثال زنده از يك تعداد دانشمندان غير مسلمان كه تمام عمر خود را در مطالعه و تحقيق در امور دنيائي كرده اند و حتي به ستاره ها و ديگر سياره ها دست رسي پيدا كرده اند ولي چون به قران متوجه شده اند به ان زانو زده و تسليم شده اند و به دين مبين اسلام و قران پاك ايمان اورده اند


به گونه مثال


در يكي از پوهنتونهاي بسيار مشهور اروپاي يك پروفيسور فرانسوي در رشته طب با بسيار غرور و شادي به صنف داخل شده و به تمام شاگردان ميگويد كه من بعد از سالها تحقيق و مطالحه و كوشش تمام مراحل پيدايش نوزاد را در بطن مادر از زمان اغاز نطفه تا به زمان تولد مرحله


به مرحله تحقيق و نتيجه گيري نموده ام كه اين تحقيق با وسايل بسيار پيشرفته امروزي و كمپيوتر صورت گرفته است . نتيجه اين همه تحقيقات را در چند كتاب به نشر رسانيده ام و خلص ان اين است كه اول نطفه در رحم مادر تا چهل روز به شكل نطفه ميباشد بعدا تا چهل روز به شكل لخطه خون ميشود و بعدا ................


در اين هنگام يكي از شاگردان همان صنف كه مسلمان و از كشور الجزاير بود برخاسته و ميگويد استاد اين تمام مراحل را در كتاب مذهبي ما 1400 سال پيش ذكر شده است .


استاد با شنيدن اين حرف تكان ميخورد و ميگويد چگونه تعريف شده ؟ شاگرد سوره 12-13-14- المومنون ( و لقد خلقنا الانسان من سلله من طينثم جعلنه نطفه في قرار مكين . ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظما فكسونا العظم لحما ثم انشانه خلقا اخر فتبرك الله احسن الخلقين )ترجمه( هر ائينه ما ادمي را از چكيده از گل افريديم سپس اورا نطفه اي ساختيم در قرارگاهي استوار- رحم مادر – انگاه نطفه را خون بسته اي ساختيم و ان خون بسته را پاره گوشتي كرديم و ان پاره گوشت را استخوان ها گردانيديم و بر ان استخوانها گوشت پوشانديم سپس اورا به افرينشي ديگر باز افريديم پس بزرگ است خداي يكتا كه نيكو ترين افرينندگان است . )را برايش تلاوت و ترجمه ميكند استاد با شنيدن تمام ايت به حقيقت بودن اين دين تصديق ميكند و ميگويد كه 1400سال پيش نه برق بودنه لابراتوار هاي مجهز و نه كمپيوتر بود هيچ چيز نبود چگونه اين تعريف دقيق و مكمل در كتاب قران ثبت است پس به يقين كه اين دين و اين كتاب بر حق و از جانب خداوند افريدگار است و مسلمان ميشود

به هيمن گونه در امريكاه يك موزيك دان بسيار مشهور تمام عمر خود را در ثبت اواز ها و شناخت اواز ها و تنظيم اواز ها صرف نموده بود ودر اين رشته دكتورا داشت باز هم تحقيق بيشتر ميكرد . روزي در فكري غرق ميباشد كه يك دوست مسلمان اش اورا ديده و با او هم صحبت ميشود و دليل فكر و انديشه او را جويا ميشود . وي ميگويد كه من تمام اواز هارا از هر گونه حيوانات را تنظيم كرده توانستم ولي اواز خربسيار مشكل است و من هيچ نميتوانم انرا در كمپيوتر تنظيم كنم . دوست اش ميگويد كه اين يك امر واضع است . دانشمند ميگويد كه تو از كجا ميداني كه ميگوي كه يك امر واضع است . مسلمان ميگويد كه 1400سال قبل خداوند در كتاب خود به ما ياد اور شده كه (ان انكرالا صوات الصوت الحمير)( همانا زشت ترين اواز ها اواز خراناست ) دانشمند با ديدن اين ايت با خود فكر ميكند كه من در اين عصر كمپيوتر با هزار ها نوع ماشينها و امكانات هنوز به اين موضوع دست رسي نيافته ام ولي در كتاب مسلمانان 1400 سال پيش اين نكته را برايشان بيان كردههمزمان به برحق بودن كتاب قران و دين خداوندي ايمان اورده و مسلمان ميشود .


و يا مثال ديگر كه در قران گفته شده كه (و اذالبحار سجرت)‌ (وهنگامي كه دريا ها بر افروخته شوند) يعني اتش بگيرند -سالها مردم به حقيقت اين امر متوجه نشده بودند كه دريا چگونه اتش گرفته ميتواند . ولي در اين اوخر دانشمندان ساينسبه اين نتيجه رسيده اند كه اب عبارت اند از اكسيجن و هايدروجن ميباشد كه هردو عنصر قابل احتراق يعني قابل سوختن و اتش گرفتن است . كه اين خود يك معجزه بزرگ كتاب الهي است و مثال زنده انرا در حادثه ( سونامي ) در سال ( 2004) همه مردم به چشم ديدند كه اب بحر بلند شده چندين كيلومتر مساحت زمين را زير اب كرد و با اب اتش هم همرا بود و بسياري از اجساد را در حالي يافتند كه در ميان اب كاملا سوخته بودند .


و يا در قسمتي از قران كريم در مورد باد هاي بارورياد اوري شدهولي مردم به معني اصلي ان پي نميبردند و تحقيق و توجه نميكردند ولي اكنون در عصر كمپيوتر بعد از سالها تحقيق به اين نتيجه رسيده اند كه درختان شاخه هاي مونث و مذكر دارند و چون حركت كرده نميتوانند و مونث از مذكر دور ميباشد پس درخت مذكر يك موادي مخصوص از خود توليد ميكند و انرا به دست باد هاي بهاري سپرده و باد ها مواد مخصوص را به شاخه مونث ميرسانند و القا صورت ميگيرد .

و يك مثال ديگر كه انرا از يك سايت انترنيتي خواندم تحت عنوان (جسد فرعون باعث مسلمان شدن يك پروفيسور شد ) كه بسيار برايم جالب بود و در ضمن بسيار يك پند و عبرت و ثبوت بر كامل بودن دين مبين اسلام است مطلب از اين قرار است كه


هنگاميكه فرانسوا ميتران در سال 1981ميلادي زمام امور فرانسه را دست گرفت از مصر تقاضا شد تا جسد موميائي شده فرعون براي برخي ازمايش ها و تحقيقات به فرانسه منتقل شود .


هنگامي كه هواپيماي حامل بزرگترين طاغوت تاريخ در فرانسه به زمين نشت جسد فرعون به مكاني با شرايط خاص در مركز اثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگنرين دانشمندان باستان شناس به همراه بهترين جراحان و كالبد شكافان فرانسه ازمايشات خود را روي اين جسد و كشف اسرار متعلق به ان شروع كنند .


رئيس اين گروه تحقيق و ترميم جسد يكي از بزرگترين دانشمندان فرانسه بنام پروفيسور موريس بوكاي بود كه بر خلاف سايرين كه قصد ترميم جسد را داشتند او در صدد كشف راز و چگونگي مرگ فرعون بود


تحقيقات پروفيسور بوكاي همچنان ادامه داشت تا اينكه ساعات پاياني شب نتايج نهايي ظاهر شد بقاياي نمكي كه پس از ساعت ها تحقيق بر جسد فرعون كشف شد دليل بر اين بود كه او در دريا غرق شده و مرده است و پس از خارج كردن جسد او از دريا براي حفظ جسد ان را موميايي كرده اند . اما مسله ي غريب و انچه باعث تحجب بيش از حد پروفيسور بوكاي شده بود اين مسله بود كه چگونه اين جسد سالم تر از ساير اجساد باقي مانده در حالي كه اين جسد از دريا بيرون كشيده شده است .


پروفيسور موريس بوكاي در حال اماده كردن گزارش نهايي در مورد كشف جديد ( مرگ فرعون بوسيله غرق شدن در دريا و موميايي جسد او بلافاصله پس از بيرون كشيدن از دريا ) بود كه يكي از حضار در گوشي به او ياد اور شد كه براي انتشار نتيجه تحقيق عجله نكند چرا كه نتيجه تحقيق كاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است .


ولي موريس بوكاي بشدت اين خبر را رد كرده و ان را بعيد دانست . او بر اين عقيده بود كه رسيدن به چنين نتيجه ي بزرگي ممكن نيست مگر با پيشرفت علم و با استفادهع از امكانات دقيق و پيشرفته كامپيوتري در جواب او يكي از حضار بيان كرد كه قراني كه مسلمانان به ان ايمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه ي او بعد از مرگ را خبر داده است .


حيرت و سر درگمي پروفيسور دو چندان شد و از خود سوال مي كرد كه چگونه اين امر ممكن است با توجه به اينكه اين موميايي در سال 1898 ميلادي كشف شده است در حالي كه قران مسلمانان قبل از 1400 سال پيدا شده است ؟


چگونه با عقل جور در مي ايد در حالي كه نه عرب و نه هيچ انسان ديگري از موميايي شدن فرعون توسط مصريان قديم اگاهي نداشته و زمان زيادي از كشف اين مسله نميگدرد ؟


موريس بوكاي تمام شب به جسد موميايي شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فكر مي كرد كه چگونه قران مسلمانان در مورد نجات جسد بعد از غرق سخن مي گويد در حالي كه كتاب مقدس انها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال كردن موسي ———سخن ميگويد اما ازنجات جسد هيچ سخني بميان نمي اورد و با خود مي گفت اياي امكان دارد اين موميايي همان فرعوني باشد كه موسي را دنبال ميكرد ؟ و ايا ممكن است كه حضرت محمد ص هزار سال قبل از اين قضيه خبر داشته است ؟


او در همان شب تورات و انجيل را بررسي كرد اما هيچ ذكري از نجات جسد فرعون به ميان نياورده بودند پس از اتمام تحقيقو ترميم جسد فرعون ان را به مصر باز گرداندند ولي موريس بوكاي خاطرش ارام نگرفت تا اينكه تصميم گرفت به كشور هاي اسلامي سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذكر نجات جسد فرعون توسط قران اطمينان حاصل نمايد .


يكي از مسلمانان قران را باز كردو اين ايه را براي او تلاوت نمو .


( فالوم ننجيك ببندك ليكون لمن خلفك ايه و ان كثرا من الناس عن اياتنا الغاليلون ) 20 – يونس


ما امروز پيكرت را (از اب ) نجات مي دهيم تا عبرت ايندگان شوي و همانا بسياري از مردم از ايتهاي ما بي خبر ند )

عكس جسد فرعون

اين ايه او را بسيار تحت تاثير قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صداي بلند فرياد زد


“من به اسلام داخل شدم و به اين قران ايمان اوردم “


موريس بوكاي با تغيرات بسياري در فكر و انديشه و ايين به فرانسته باز گشت و دهها سال در مورد تطابق حقايق علمي كشف شده در عصر جديد با ايه هاي قران تحقيق كرد و حتي يك مورد از ايات قران را نيافت كه با حقايق ثابت علمي تناقض داشته باشد .

اين چند مثال بيانگر ان است كه كشور هاي پيشرفته كه تمام امكانات و وسايل تحقيقي در دسترس انها است بعد از سالها تحقيق و كوشش به يك نتيجه بسيار مهم و جديد دست ميابند كه برايشان بسيار با ارزش و مهم و يك كشف جديد ميباشد اما وقتي به كتاب قران رجوع ميكنند ميبينند كه نتيجه همان تحقيقات چند ساله شان در چند سطر خلص در قران كريم بيان شده است و بازهم در مقابل قران كريم به زانو در ميايند . اما بخاطر سنگ بودن دلهايشان بازهم از قبولي قران و دين پاك اسلام سرباز زده و انرا پنهان ميكنند و كوششميكنند كه ديگران را و بخصوص مسمانان را مانند خود از راه حق دور ساخته و مصروف زندگي چند روزه دنيا بسازند .

بعد از كتاب خداوند متعال كه قران كريم است احاديث و سنت پيامبر (ص) با ارزش و داراي مقام والا ميباشد كه همه كفتار حضرت محمد ( ص) است در حقيقت شرح و تشريح و تعريف و واضع كنند كلام الهي است و هر حديث يك دريائي از علم و فهم و دانش است هر قدر كه در مورد گفتار ان حضرت (ص) غور شود و فكر شود و تحقيق شود باز هم به نقطه پاياني نميرسيم و خود به خود نزديكي پيدا ميكند و راجع ميشود به يكي از ايات قران مجيد . كه انسانها در هر زمان در هر وقت و در هر عصر كلام مجيد را به زبان خود به وقت و زمان خود و به فهم خود تحقيق نموده اند هر ايت از كتاب پاك در زمان خودشان مطابقت داشته و تا قيامت هيچوقت كهنه گي ندارد و نقطه انجام ندارد .


چنانچه حضرت محمد (ص) در حج الوداع زماني كه اخرين بار مراسم حج را ادا ميكردند تمام مردم را جمع نموده و حكم خداوند را برايشان ارشاد فرمودند كه ( اليوم اكملت لكم دينكم اتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الا سلام دينا) يعني امروز دين شما را برايتان به كمال رسانيدم و نعمت خويش را بر شما تما م كردم و اسلام را دين شما پسنديدم . – المائده – 3 –


و ان حضرت (ص) گفتند كه براي شما دو چيز را گذاشته ام تا زماني كه به اين دو چنگ بزنيد هرگز گمراه نميشويد . كه يكي كتاب قران كريم است و دوم سنت پيامبر (ص) .


بعد از ان حضرت (ص) تمام صحابي در هر لحظه از امور زندگي شان اول به كتاب قران و احكام الهيرجوع ميكردند و بعدا به سنت پيامبر (ص) رجوع ميكردند و تمام مشكلات شان را از همين دو كتاب حل ميكردند و همين دو كتاب بود كه صحابيرا پيشرفت ترقي و نام و نشان ابرو و عذت و قدرت و پادشاهي و كاميابي فردي و اجتماعي را نسيب ساخته بود و تا قرنها ي متمادي فتوعات و پيشرفت هاي اسلام چشمگير بود و هيچ گاه نياز به ديگر كتاب پيدا نميشد وقرانهدايت كننده مردم در هر زمان و عصر است .


اما بعد از قرنهاي متمادي بر اثر غفلت اهل اسلام و پيروي بيجاي از ديگر ملت هاي غير اسلامي مردم مسلمان از خير و بركات نور و روشنائي كتاب الهي و احاديث نبوي محروم شدند و در تاريكي هاي تقليد و پيروي از خرافات ديگر ملت ها غرق شده و نور هدايت را گذاشته به سوي چاه بدبختي رهسپار شدند .


كه همين كج روي ها و غفلت هاي نادانسته اهسته اهسته اهل اسلام را از فهم قران و حديث دور ساخته و همزمان با دست بكار شدن دشمنان ديرينه اسلام كه سالها و قرنها در انتظار چنين فرصت بودند در لباس هاي گوناگون نزديك شده و در پهلوي هزار ها هزار پلان هاي و مقاصد ديگر شان يكي از اهداف شان دور ساختن مسلمانان در خواندن كتاب الهي و ديگر كتابهاي ديني شدند و برعكس هزار ها نوع كتاب غير ديني را تحت عنوان هاي مختلف به د سترس انها قرار داده تا انهاي كه به مطالعه روي بياوند بازهم غرق در چنين كتابهاي پوچ و بي معني شده و از راه راست دور بمانند


یکی از دوستانم همیشه میگفت که همانطور در هر چیز حلال و حرام دارد و قوانین خود را دارد در خواندن کتاب هم حلال و حرام است .


انزمان مفهوم اصلی انرا درک کرده نمیتوانستم و با خود میگفتم که کتاب خواندن چگونه حرام بوده میتواند بلکه دانشمندان گفته اند که هر کتاب اقلا باید یکبار خوانده شود . اما اکنون گفته دوستم را تصدیق میکنم زیرا در جامعه اسلامی خود بسیار ی از اشخاص را دیده ام و شاید شما هم دیده باشید که تحصیل کرده اند و هر نوع کتاب را خوانده و از تاریخ تا فلسفه و غیره را میدانند و در مورد بسیار از اشخاص مشهور چونلنین . گاندی . ماهو. تارچر و یا سلمان رشدی . و دیگر دانشمندان معروف جهان معلومات کامل با تاریخ و محل تولد انها و تاریخ و محل وفات شان در حافظه دارند و با لسان ها مختلف تسلط کامل دارند امااز قران کریم یک کلیمه را یاد ندارند و حتی معنی کلیمه خود را نمیدانند و از مفهوم دین و اسلام اصلا چیزی نشنیده و در موردپیامبربزرگوار اسلا م هیچ معلومات ندارد ونمیداند که اوکی بود وچوقت تولدشد وچی جانفدای ها کرده و چی کتاب ناب و موثر و ناجی به تمام عالم بشریت بجا گذاشته و چه وقت وفات کرده است .


به نظر شما شخصی مسلمان باشد و تمام عمر خود را زیر بیرق اسلام و تحت نام اسلام سپری کرده باشد ولی هیچگاه به مسجد نرفته باشد و از قران و اسلام چیزی را نداند وخود ش نخواهد که بداند ولی همان شخص به قیمت جان خود کتابایات شیطانی ( اثر سلمان رشدی ) را خریده و به خانه اورده و انرا با بسیار دقت مطالعه کرده باشد و یا کتاب ماویستی را و یا کتاب لنین. گاندی و غیره را با بسیار دلچسپی و افتخار مطالعه کرده باشد و در اکثر مجالس بنام یک مسلمان صحبت کند ولی بیشتر و زشت تر از یک کافر به دین اسلام توهین و اهانت کند چون مطالعه منفی او و فهم منفی او همین را برایش اجازه میدهد .


ایا صحبت با چنین شخصی و پیروی کردن از او یا هم فکر شدن با او کار درست خواهد بود او رااو را چگونه مسلمان نامید و چگونه به گفتار او گوش داد . اگر در صحبت با ایشان بنشنید در چند دقیقه چندین گفتار گاندی را یاد اور میشود که دانشمند بزرگ جهان گاندی صاحب در این مورد چنین گفته است و یا انقلابی بزرگ توده ها چنین گفته و یا فلان شخص تا سرحد مرگ از مبارزه و از راه سیاست خود بر نگشت و حتی گاه گاه خود را نزدیک به کفر ساخته و حرف های خارج از اسلام و کفر امیز میزنند .



شاعری چه زیبا گفته است


گوهر ذاتی هر کس زه کلامش پیدا بود


از صدا فهم شود شیشه اگر مو دارد

بیاید با هم فکر کنیم که چراروز به روز بر تعداد همچنین اشخاص در جامعه اسلامی ما افزوده میشود؟ یکی از عوامل ان خواندن کتاب های حرام است . برای روشنی بیشتر در این مورد لازم است چند مثال خارج از موضوع ارائیه نمایم .


1- حکم نماز خواندن چنین است که اگر عمدا پاک نباشید و وضو نکنید هر قدر نمار بخوانید نماز تان بر علاوه که قبول نمیشود و ثواب ندارد بلکه خود را گنهکار نیز میسازید .


2- اگر از شیرنی باب یک شیرنی بسیار خراب و با کیفیت پایئین را همیشه بخورید و عسل را هیچ وقت نخورده باشید فکر میکنید که شیرین ترینشیرنی همین شیرنی که در دسترس تان است میباشد و از ان کرده شیرینتر چیزی وجود ندارد چون هیچگاه مزه عسل را نچشیده اید .


در قسمت کتاب هم همینطور است .


اگر صرف کتاب زندگی نامه گاندی را مطالعه کنید ولی در مورد زندگی نامه پیامبر بر حق دین خود هیچ معلومات نداشته باشید خود به خود گاندی را مرد بسیار پاک و عاری از تمام نواقص دانسته و اورا عالم تر نسبت به تمام مردم دنیا و حتی نسبت به پیامبر خودت میدانید و او را رهنما و پیمامبر خود قرار میدهید زیرا قبل از خواندن کتاب سیرت النبی و یا دیگر کتابهای دینی که در ان در مورد پیامبر دین خودت معلومات داده شده اول تر شما کتاب زندگی نامه یک فرد غیر اسلامی را خواندید . و همین عمل به ظاهر کوچک تان شما را یک قدم از راه اسلام و راه دین پاک دور ساخته و زمینه نفرت پیداکردن خودت در مقابل دین اسلام را مهیا میسازد و دلچسپی تان در خواندن همچنین کتاب و یا حرام تر از ان چون کتاب ایات شیطانی را در قلب تان بیشتر میسازد . در حالی که تمام شهکار های گاندی و تمام گفتار های گاندی و امثال او در مقابل گفتار های حضرت محمد (ص) چون پر کاهی است و همه گفتار انها تقلید از بعضی گفتار های پیامبر اسلام میباشد ولی افسوس که ما کتاب حرام را قبل از کتاب حلال بخوانش گرفته ایم . در اینجا است که حرام بودن خواندن همچنین کتابها قبل از اینکه در مورد دین خود چیزی بدانید ثابت میشود .


این جمله کدام حکم شرعی نخواهد داشت ولی نظریه شخصی خو را خواسته ام بیان کنم که نمونه های همچنین اشخاص را در اطراف ماحول خود دیده ام .


و یا اکثر مسلمانان که در کشور های اروپائی زندگی میکنند در هرجا و به زبانهای گوناگون تعریف و تمجید از دیگر ادیان را میخوانند و در مکاتب عمدا در مورد دیگر ادیان تبلیغ زیاد صورت میگیرد و جوانان ما نا خود اگاهبه همان راه کشانیده میشوند چون از دین و ائین خود هیچ اگاهی ندارند و برایشان از دین مبین اسلام حتی یک کلیمه هم یاد اور نمیشود بر عکس تخریب هم میشود و همین نخواندن کتاب های دینی و ندانستن از دین باعث میشود که جوانان ما که در محیط غیر اسلامی رشد کرده اند از گفتن اینکه من مسلمان هستم احساس شرم میکنند . چون محیط زیست و محیط تدریسی انها دیگر ادیان را برایش تشریع کرده و او میداند که حضرت مسیح چگونه زندگی کرد چی کتابی ارمغان اورد و پیروان او چگونه کارهای نیک انجام میدهند اما هیچگاه در مورد حضرت محمد ( ص) به او چیزی گفته نشده و خودش هم کوششنکرده تا در مورد پیامبر دین خودش کتابی را بخواند و کمی معلومات حاصل کند .


همچنين اشخاص روز به روز به تعداد شان در محيط و جامعه ما بيشتر شده ميرود . بيايد باهم فكر كنيم كه چرا چنين استو علت ان چي است ؟ و راه حل ان چيست ؟ .


علت ان در پهلوي هزار ها هزار علت ها يكي هم محيط تدريسي غير اسلامي است در كشور اسلامي است


بطور مثال در طي چند دهه اخير در مكاتب ساعات اموزشي ديني در يك هفته صرف يك ساعت درسي انهم روز پنج شنبه و ساعت اخير درسي تعين شده بود كه روز اخر هفته است و ساعت اخير درسياست و هيچ شاگردي حوصله و توان برداشت را ندارد و خسته است و در انتظار زنگ رخصتي است و هيچ به درس و موضوع دين توجه نكنند و ستاد مضمون ديني يكي از عقب ترين استادان كم تجربه ترين استادان و اكثرا خلاف مضمون را تعين ميكردند ( يعني به استاد سپورت و يا استاد فزيكمضمون علوم ديني داده ميشد ) تا به اين گونه خود به خود به اهميت بودن و بي ارزش بودن علوم ديني را ظاهر ميكردند تا شاگردان از اين كتاب حياتي چيزي برداشت كرده نتوانند و در روز امتحان هم ساده ترين امتحان كه هيچ كس به ان پايبندي نداشت و حتي كسي ان را جز مضمون امتحان حساب نميكردند علوم ديني بود كه همه را رايگان نمره كاميابي ميداند حتي امكان داشت كه يك شاگرد در مضمون سپورت ناكام بماند ولي در علوم ديني رايگان كامياب ميشد . اما برعكس بيشتر اوقات و ساعات درسي را مضامين چون جغرافيه – ساينس – تاريخ كشور هاي غير اسلامي – زمين شناسي از ديدگاه افراد غير مسلم و اموزش لسان هاي غربي و غيره در بر ميگرفت كه اين خود يكي از پلان هاي شوم دشمنان اسلام بود .


همين امر باعث ميشد كه اطفال از اغاز به خواندن كتابهاي غير اسلامي زيادتر متوجه شده و از دين خود و از پيامبر خود و از معني اصلي و مقصد دين اسلام بي خبر بمانند و همه شان متوجه اموختن ديگر مضامين و بخصوص مصروف اموختن لسان هاي خارجيشوند


به همين شكل از كودكستان اين نوع تدريس شروع شده بعدا مكتب ابتدئيه بعدا ليسه بعدا پوهنتون و بلاخره دوكتورا حاصل ميكنند ولي از كليمه خود چيزي را ميدانند و خود به خود به مقابل دين خود به مقاومت و مبارزه بر ميخيزند چون تحصيلات غير ديني شان به انها اين اجازه را ميدهد كه دين و ائين پدران خود را ائين كهنه فكري بگويند و فرد مسلمان را و برابر با حكم الله و سنت رسولله را عقب مانده و كهنه فكر بگويد .


اينگونه فهميده ها و دانشمندان كه ظاهر و باطن شان برابر و مطابق با غربي ها است تمام درس و تحصيل را به اين خاطر نكرده اند كه يك علم را ياد بگيرم تا مردم مسلمان و ملت مسلمان خود را كمك كنم خاص بر رضاي خداوند بلكه داكتر شده اند ولي به اين نيت كه تمام مصارف 7 ساله تحصيل را بايد در ظرف يكسال پيدا كند و يا انجنير شده اند به اين نيت كه تمام مصارف 4 ساله گذشته را در ظرف يكسال ازمردم پيدا كند و بس


اينگونه افراد در جامعه ما بسيار ديده ميشود اگر در صحبت با ايشان بنشنيد در يك لحظه چند بار از شهكار هاي اشخاص غير مسلمان ياد ميكنند و خط مش زندگي انها را خط مش زندگي خود قرار داده اند كه همان مطالحه منفي شان و مطالحه از كتابهاي كه برايشان حرام بوده باعث شده كه انها در ظاهر مسلمان هستند اما در سخن گفتن و عمل كردن شان بيشتر از كافران به دين اسلام توهين ميكنند


و علت كه چگونه اين افراد روز به روز بيشتر ميشوند اين است كه هر فرد بعد از شناخت خود و بعد از با سواد شدن و بعد از توان خواندن و نوشتن را پيدا كردن بازهم به سويراه هاي غير اسلامي در تلاش هستند و در كوششبهتر ساختن امور و اسباب زندگي دنيائي خود شده كه هيچ وقت كامل و پوره هم نميشود و در پي احزاب بي بنياد و مفكوره هاي نا درست چون مفكوره – ماركس – گاندي – لنين – تارچر-.......


و ديگر مفكوره هاي غير اسلامي كه حتي به خود صاحب مفكوره و ملت ان كشور مفيد تمام نشده و با روي سياه از دنيا رفته اند اما بازهم جوانان ما در پي راه انها رفته و از راه دين و اسلام فاصله ميگيرند

یک نکته دیگر را هم باید یاد اور شد که اکنون که عصر کمپیوتر است و تمام علم ها و تمام چیز ها در کمپیوتر ها جا داده شده و از طریق انترنیت تمام علم و دانش روی زمین را میتوان حاصل کرد و مطالعه کرد و یا به دیگر دوستان در هر گوشه از جهان همزمان فرستاد وو یا میتوانید که سایت های شخصی بسازید و در ان معلومات شخصی خود را به تمام جهانیان به نمایش بگذارید اما باز هم باید گفت که در استفاده از کمپیوتر و انترنیت نیز راه حلال و حرام دارد .


اگر سایت های اسلامی و یا عملی و اموزشی را باز کرده و مطالعه کنید هم مفید است و هم موثر تمام میشود و هم ثواب بزرگ نزد خداوند متعال دارد ولی اگر سایت های غیر اسلامی و یا غیر اخلاقی و انحرافی را باز کرده و مورد استفاده قرار دهید باید گفت که بر علاوه که فایده ندارد بلکه داخل گناه بزرگ میشوید و از راه راست و راه کامیابی شما را انحراف میدهدو انهای که وقت گرانبهای خود را مصروف سایت های غیر اسلامی و غیر اخلاقی ساخته اند بر علاوه که خود شان چیزی درست و مفید یاد نمیگیرند بلکه با زحمات شب و روزی خود باعث میشوند که دیگر جوانان مومن خود را نیز از راه راست و از راه اسلام و از راه انسانیت خارج ساخته و مانند خود انها را نیز به گودال نیستی و بدبختی دنیائی و اخروی بکشانند . زیرا انهای که با ساختن چت روم های غیر اخلاقی و یا با ساختن سایت های غیر اسلامی و حتی کفر امیز و کاملا ازاد فکر میکنند که یک کار خوب میکنند باید بدانند که این کار هایشان نیز حرام است و تمام زحمات شان جز اتش جهنم کدام مزد دیگر


ندارد .



پی بیاید در قدم اول در مورد دین مبین اسلام در مورد قران پاک و در مورد پیامبر بزرگوار ما حضرت محمد (ص) در مورد زندگی نامه ان حضرت در مورد صحابی و جانفدای های انها در مورد قانون پاک قران مطالعه دقیق و همه جانبه نمایم و برای کسب این معلومات باید کمی کوششاز خود نشان بدهیم و باید هر لحظه در جستجو باشیم و وقتی که معلومات ما در مورد دین خود ما کمی زیاد شد انگاه خواندن تمام کتابها برای ما حلال میباشد و انگاه میتوانیم که دیگر کتابها را نیز بخوانیم زیرا انگاه گفتار هر شخص و هر دانشمند را که بخوانید حتما و حتما و صد در صد نمونه انرا و حتی بهتر از ان در گفتار و کردار پیامبر دین اسلام حضرت محمد (ص) موجود بوده و حتما در کتاب های سنت پیامبر (ص) درج است که تو انرا قبلا مطالعه کرده اید انگاه است که هر قدر کتاب های غیر اسلامی را بخوانید بر علاوه که دین و عقیده اسلامی تانرا ضعیف نمیکند بلکه خود به خود باطل بودن ان کتاب و ناقص بودن ان گفتار برایتان ثابت و اشکار میشود و ایمان و عقیده تو را در مورد کامل بودن دین خودت و پیامبر خودت بیشتر از پیش مسیازد .

با اظهار سپاس از شما كه اين رساله كوچگ بنده را مطالعه نموديد .


بنده به دلايل مختلف از اغاز جواني از كشور عزيزم افغانستان دور بودمولي باز هم لطف خداوند متعال در هر جا و در هر محيط باز هم كم كم مطالعه ديني داشتم و با دوباره امدنم به وطنبه نوشتن بعضي از مقاله پرداختم كه در سايت هاي اسلامي و بعضي از روزنامه هاي شهر كابل نشر ميشد . اين اولين كتاب بنده است كه به توفيق خداوند به چاپ ميرسد چنانچه در سر اغاز ياد اور شدمبنده با تمام كم دانشي ام و كمي و كاستي هايم بازهم جسارت نموده و دست به نوشتن اين رساله زده ام .


شاعر گمنامي در كتابش چنين نوشته بود

من نميتوانم كه كتاب مانند مثنوي بنويسم


ولي به اندازه خودم مينويسسم

من هم اين عنوان را سر مشق قرار داده و به توفيق خداوند چنين اقدام را نمودم و از خداوند كريم تمنا دارم تا بمن توفيق مطالعه بيشتر قران كريم و حديث نبوي و ديگر كتابهاي ديني را اعطا نمايد تا در اينده با امكانات بهتر و جامع تر بنويسم و به خدمت بر ادران مسلمانم قرار بگيرم .


از شما دوست عزيز تمنا دارم تا اگر در نبشته من هر كدام غلطي چه در املاع ان چه در سند ان و يا در مورد موثق نبودن بعضي از ياواوري ها ان و ديگر موادر كه شما متوجه ميشويد لطف نموده در عوض انگشت انتقاد دست همكاري را بسوي بنده دراز كرده و به بزرگي تان بنده را متوجه ان اشتباه ساخته تا در اينده انرا اصلاح نمايم .

بااحترام


محتاج دعا شما


محمد احسان . مهيا


Comments


Please login to comment