Shab wa rooz hasti to fekre man, Pas kojaji ey mahe man.
Mikham bashi pisham , Pisham dar kenare man.
Mikham bebinamet, Ama nisti dar chasmane man.
Neshastam dar montazere to, Hamash fekram dar pishe to.
Har kar mikonam ke faramoeshet konam , Nemiseh
Az hame battar ien hast, Ke khabar nadari chegat mano diwoone kardi.
Ey mahe azizetarine man
__________________________________________________
you will be fine if you just smille,
you will succeed if you just try,
you will be alright my friend,
so let it go and just laugh.
x Merjan
| Subjects: | |
Comments...
» salam mardome afghan
« LOOOL LOOOL


nice one! thanks for sharing with us!
You’re welcome
very nice… ;)))
چندیست که بیمار وفایت شده ام .
در بستر غمچشم به راهت شده ام.
این را تو بدان اگر بمیرم روزی. مسئول تویی که من فدایت شده ام
:D
جملگی در حكم سه پروانهایم
در جهان عاشقان، افسانهایم
اولی خود را به شمع نزدیك كرد
گفت: آی، من یافتم معنای عشق
دومی نزدیك شعله بال زد
گفت: حال، من سوختم در سوز عشق
سومی خود داخل آتش فكند
آری آری این بود معنای عشق ...
wooouhouuu…lovee it , thank you
تو اگه پاییز زردی واسه من بهار سبزی، تو اگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی، تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری، تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی، تو اگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی، تو اگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی
i cant read it… :(
sorry
its okay…
but can you translate it for me please…??
Deklameh Sohrab sepehri persian poet
Behet nemigam delami,
Chon por az gameh,
Nemigam golami,
Chon omrash kameh,
Nemigam chesmam,
Chon wase to kameh,
Pas migam khodeti chon behtar az to kasi niest.
Hame iena + Khejli bahali. :P
R FOR RED
RED FOR BLOOD
BLOOD FOR HEART
HEART FOR YOU
AND YOU FOR ME
عشق تو در سینه ام اما لبم گوید برو
اشک خون در دیده ام اما همی گویم برو
ای عزیز قلب من ای مایه آرام من
مال من هرگز نشد آن قلب تو دیگر برو
روزگاری بهترین عشق جهان از آن من بود
عشق من پامال شد زیر دروغت خوب من دیگر برو
اشک چشم از دوریت سیلاب شد
ناله ام فریاد شد ای بی خبر دیگر برو
نیست نایی در دو پایم تا بپوید راه تو
مانده ام در راه ای آرام جان دیگر برو
قلب من بیمار شد افتاد در بستر ولی
قلب تو ناید به دیدارش نیک میدانم برو.......
ای خدا در عجبم من که چرا دوست نداشت
آنکه یک لحظه به جز یاد غمش با دل من کار نداشت
آرزویم که شود نرم دل سنگی او
در غمش شیشه ی دل جرات پروا نداشت
روزگاری بشکست شیشه ی دل با سخنی
این زبان قدرت تقریر جفا نیز نداشت
ای ثمن با تو نگفتم که فقط در گذر است؟
دیدی آمد بگذشت و به غمت کار نداشت ....
آواز عاشقانه ی ما در گلوشکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست !
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست!
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست!
ای داد ، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست!
آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست!
”بادا“ مباد گشت و ”مبادا“ به باد رفت
”آیا“ ز یاد رفت و ”چرا“ در گلو شکست!
فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست!
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست!
آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند