از دیر زمانی با دیدن بعضی از مراسم و محفل های که تجلیل ان منجر به مصارف خیلی زیاد پول میشد و صاحب معامله با تمام امکانات مادی خویش بازهم تاب برداشت این مصارف زیاد را نداشته و اکثرا قرضدار شده و سالها با رنج و جگر خونی زندگی خود را به بیش میبرند خیلی جگر خون میشدم و رنج میبردم که چرا این چنین مراسم ماداریم و چرا چنین باید باشد که هر محفل ما در ختم محفل صاحب محفل باید جگر خون پریشان و زرد و زار باشد سالها پیش دلیل انرا نمیدانستم  همیشه در تلاش و جستجو و پیدا کردن علل این گونه کارها بودم  بعد از مدت زمانی زیادی به کمک و نصرت خداوند متعال متوجه شدم که اصل مشکلات در جای دیگری است .


وقتی که در مورد هر مراسم چه خوشی و چه غم به قرآن و سنت پیامبر ص رجوع کردم دریافتم که اکثر مراسم که ما به ان عمل میکنیم اصلا در قرآنی که کتاب ما است و به ان ایمان داریم و تمام زندگی خود را در پرتو احکام ان به پیش میبریم ذکر نشده است و درسنت پیامبر ص نیز نه خودش اکثر انها را انجام داده و نه دیگران را به انجام دادن ان امر نموده است و در چندین جای قرآن ذکر شده که دین اسلام دین فلاح و رستگاری است این راه نجات است راه پیشرفت دنیا و اخرت است . و پیامبر  گرامی تمام امور زندگی شان خیلی ساده خیلی اسان و هر امور را به وجه خیلی اسان و ساده و بدون مصارف اضافی و کمر شکن انجام داده اند و مفهوم حدیث شریف است که پیامبر ص فرموده اند (    )  یعنی آسانی کنید و سختی نکنید و بشارت بدهید و مردم را از دین متنفر نسازید  ولی ما که از پدر و پدر کلان مسلمان و پیروی حکم قرآن و سنت پیامبر ص هستیم همزمان که میگویم مسلمان هستیم ولی از دین خود درست معلومات نداریم و روز به روز رسوم و عنعنات غیر دینی و غیر اسلامی را اهسته اهسته در دین خود و در زندگی خود شامل ساخته و بنام حکم دین به انها عمل میکنیم .و انقدر این رسوم و عنعنات باطل و نا روا  در جامعه ما زیاد شده که حکم اصلی قرآن و سنت را در میان این همه رواج ها گم کرده ایم و هر کار را که انجام میدهیم در زیر پوشش دین و سنت انجام میدهیم و خودما هم به خود زحمت نمیدهیم که قرآن را یا سنت پیامبر ص را باز کنیم نظر اندازی کنیم که ایا در قرآن و سنت پیامبر در مورد این چنینی مراسم و رواج های فعلی ما در خوشی ها و یا غم  و های ما و یا .......


چه حکم کرده و چه رهنمائی کرده بلکه  قرآن را پوش کرده  و در رفک سر دروازه خانه خود گذاشته در عوض بدنبال چند ریش سفید قوم خود  که واقعا بسیار محترم هستند و قابل قدر و احترام اند ولی در امور دین چیزی را نمیدانند و از دین معلومات کامل ندارد رفته و هر چیز که انها گفتند همان را قبول کرده و عملی نموده که این کار ما باعث شده که مراسم های گوناگون بنام های مختلف در محیط ما رواج پیدا کرده و همه این رواج ها ما مسلمانان را به تباهی و نیستی میکشا ند .


بعد از درک و رد یابی اصل مطلب در فکر این شدم که دریابم که چرا و چگونه این عنعنات غلط در دین پاک ما رخنه کرده است که در پهلوی هزار ها دلایل دیگر یکی هم این است .


در جریان چند دهه اخیر تمام بزرگان و رهبران کشور ما همیشه مصروف موضوعات سیاسی  مناقشات منطقوی و مبارزه با بیگانه گان و یا با دشمنان سیاسی خود بوده اند و گاه گاه امور رهبری بدست افرادی رسیده که از همین سر زمین مسلمان بوده ولی از نگاه عقیده تی کاملا خلاف دین اسلام بوده اند و یگانه راه پایدار بودن خود و قدرت خود را در نابودی اسلام و در ضعیف ساختن دین اسلام در میان مردم سنجیده اند و به خاطر چند روز دوام قدرت شان به هزار ها هزار عالمان دین اسلام را مبلغین اسلام را ملا امامان دانشمندان و اگاهان اسلام را به شهادت رسانیدن و در عوض افراد بی علم را و خود فروخته و بی خبر از اسلام را در مساجد به صفت ملا امام گماشتن . که بازهم به حکم خداوند قدرت شان و خودشان پایدار نماند ولی ضربه ئی که به دین وارد نمودن به قرنها اثرات خودرا در بر داشته و تا هنوز هم دارد . زیرا در اکثر ولایات و مناطق دور در تمام منطقه صرف یک ملا و یا دو ملا امام وجود داشت که انها صرف چند ایت و چند سوره از قرآن را یاد داشتند و بس همانقدر که میتوانستند که نماز جماعت بدهند وقتی که در مورد کدام حکم فقی از ایشان سوال میشد نا خود اگاه نظریه های فکری خود را بیان میکردند و در کدام عمل که به نفع خود شان میبود همان را نظر میداند در حالی که در دین و در قرآن چنان نبود و صرف به عنوان اینکه ثواب دارد این کار را کنید ثواب دارد اینکار را کنید ثواب دارد ...


و مردم هم بدون کوشش و بدون مطالعه صرف گفتار انها را قبول کرده و به ان عمل میکردند که همینطور نسل به نسل انتقال یافته و اضافه تر شده تا به عصر کنونی که حالا انقدر بدعت ها و ناروا ها در دین اسلام زیاد شده که


اگر به بزرگان بگویم که پدر بزرگوار و ای برادر مسلمانم این کار تو خلاف دین است فورا  تاپه کافری را و هزار ها عنوان دیگر را بالایت میزنند که ما از پدر و پدر کلان ها همین طور رواج ها را عملی کردیم تو اکنون از کجا امدی که ما را درس میدهی  و همین اعمال و بدعت های ما باعث شده که دشمنان اسلام با جرعت انگشت انتقاد بالای دین پاک اسلام دراز میکنند و ما یا جواب داده نمیتوانیم و یا حتی با انها هم صدا و هم دست میشویم .


در حالی که حکم قرآن پاک و بدون کوچکترین تغیر پابر جا بوده است چنانچه در این 1400 سال هیچ کمی در ان پیدا نشده باز هم  به قدرت خداوند متعال تا قیامت پابرجا میباشد وهیچ کمی در ان پیدا نمیشود و جوابگوی تمام مشکلات ما در هر عصر میباشد  .


دلیل دوم  افراط و تفریط در احکام دین میباشد .


در اکثر امور طوری که خداوند و پیامبر گرامی امر فرموده اند درست همانند ان عمل نمیکنیم بلکه اکثرا همرای افراط وتفریط انجام میدهیم در حالیکه خداوند متعال میگوید که (   ٢٠٧ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱدۡخُلُواْ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِين )


اى كسانى كه ايمان آورديد! در آييد به اسلام، بطور کامل. و پيروى مكنيد گام‌هاى شيطان را، هرآیينه او شما را دشمن آشكار هست .

یعنی بدون قید و شرط و بدون افراط و تفریط .


افراط و تفریط را با یک مثال بیان میداریم .


نماز عصر 4 رکعت فرض است اگر ما در عوض 4 رکعت 5 رکعت و یا 20 رکعت بخوانیم در فکر خود بسیار خوشحال هم میشویم که ما 20 رکعت نماز خواندیم و حمد و ثنا خداوند را زیادتر گفتیم ولی این عمل ما افراط است و حکم نماز از حالت اولی ان بیرون شده است و نماز ما قبول نمیشود اگر چه که به عقل خود و به نظر ما کار خوب انجام دادیم ولی بر علاوه که ثواب ندارد گناه هم دارد چون به میل خود بر خلاف حکم 20 رکعت نماز خواندیم همینطور اگر نماز عصر را 3 رکعت بخوانیم یعنی صرف 1 رکعت انرا کم کنیم این عمل را تفریط میگویند یعنی در حکم الله کمی وارد نمودیم بازهم بر علاوه که ثواب ندارد گناه هم دارد و ان 3 رکعت هم قبول نمیشود چون خلاف حکم الله عمل نمودیم .


با در نظر گرفتن همین مثال درهر امور و احکام دین میتوان مقایسه کرد که اگر کمی اضافه تر از حکم عمل کنیم به امید اینکه هنوز ثواب بیشتر دارد بلکه ثواب همه را از بین برده و همه عمل خود را به گناه تبدیل نموده ایم و همینطور اگر کمی سستی کنیم و بی توجه ئی کنیم بازهم چون حکم الله را درست انجام نداده ایم و عمل نیمه ما و ناقص ما نمیتواند که مایه اجر و ثواب به ما شود .


به همین گونه ما در اکثر موارد حکم الله را یا به میل خود کمتر ساخته و از حالت اولی ان بیرون ساختیم و بازهم امید اجر و ثواب را هم داریم و یا به میل خود انقدر اضافه ها به ان افزوده ایم که از حالت اولی ان بیرون شده که بازهم به جز گناه هیچ ثواب نصیب ما نمیشود .


که یکی از این موارد افراط و تفریط علاوه نمودن و سهم دادن رسوم و عنعنات محیطی و قومی و فامیلی و عادات خویش را در پهلوی حکم الله متعال  و حتی بالاتر از حکم الله قرار دادن است


که چون در حالت اصلی حکم تغیر امد نتیجه همان باعث بدبختی خودما میشود .در حالیکه اگر در دنیا کسی صلاحیت گرفتن دست انسان حیرت‌زده بین افراط و تفریط را داشته باشد و بتواند او را به صراط مستقیم و راه راست هدایت کند، قطعاً همین مسلمان خواهد بود؛ زیرا مسلمان تنها کسی است که کلیدهای حل تمام مشکلات را الله متعال در دست او گذاشته است، ولی با کمال تأسف و از بخت بد انسانیت، آن کسی که چراغ را در دست دارد، خود در تاریکی و ظلمت به سر می‌برد و در آن تاریکی بر زمین افتاده است و بی‌هدف دست و پا می‌زند و به جای این که دیگر بندگان خدا را راهنمایی و هدایت کند خودش دنباله‌رو هر گمراهی و تباهی است

اين مطلب در بر گيرنده موضوعاتي است كه هر يك از مايان در بسياري از كار ها و امور زندگي خود بار ها با ان مواجه شده و خود ما بار بار انرا انجام داده ايم و همه ما ميدانيم و قلب ما تصديق ميكند و به زبان اقرار ميكنيم كه اين كارها يك كار غلط است و نادرست و خلاف عقل و خلاف فهم و دانش و خلاف دين خلاف اسلام و خلاف تمام احكام اسلامي است


اما براي جلو گيري ان و يا اصلاح ان يا كم كردن و رد كردن ان هيچ گونه اقدام نميكنيم


حتما در ذهن تان سوال پيدا ميشود كه اين كدام عمل است كه خود ما به ان عمل ميكنيم و خود ما ميدانيم كه نادرست و خلاف عقايد اسلامي است ولي بازهم پايبند به عمل كردن انها هستيم


آري همينگونه است


بعضي از ان كار ها را از روي بي خبري و نا فهمي ما از دين و احكام الهي انجام ميدهيم ولي اكثرانرا با وجود غلط دانستن ان از روي عقايد غلط خويش رسم و عنعنات قبيلوي و قومي خويش و از روي شرم زمانه و شرم قوم و يا سيالي و همچشمي انجام ميدهيم .


و عملا نشان ميدهيم كه ازرده شدن و رنجيده خاطر شدن چند شخص مهمتر از قهر شدن و نارضائي شدن خداوند متعال و پيامبر گرامي حضرت محمد ص نزد ما است


و يا رسم و رواج و عنعنات باطل و غلط قومي ما مهمتر و با ارزشتر از احكام خداوندي و سنت پيامبر گرامي در نزد ما است .


و انقدر بخاطر انها مهم جلوه ميدهيم كه اصلا از خود نميپرسيم كه ايا اين كار هاي ما حكم خداوند متعال است كه اينقدر مهم و پايبند به اجراي انها هستيم و ايا اين گفتار و كردار پيامبر گرامي است كه اينقدر براي عملي كردن ان كوشش  ميكنيم كه حتي شايد نماز ما قضا شود چند حكم خداوند كه فرض است بالاي ما از ما قضا شود و به ان پايبندي و توجه نميكنيم ولي اين عنعنات غلط ما اين مراسم سنتي قومي ما و اين رواجهاي پوچ و بي بنياد ما نبايد قضا شود زيرا بسيار ننگ است بسيار شرم است و بسيار كار نادرست است اگر عنعنات ما درست عملي نشود باز چگونه به طرف قوم خود و بزرگان خود كه بسيار پايند اينگونه عنعنات غلط هستند چگونه چشم به چشم شويم اگر چه باعث قهر خداوند و حبيب اش تمام شود


همين پايبندي حتمي به بعضي از عنعنات ما باعث شده كه بر تعداد اينگونه عنعنات و بر شيوه هاي مختلف پيدا شدن انها و به زياد شدن طريقه هاي ديگر ان شده است


زيرا هر قدر كه به يك كار توجه شود ان كار اگر حكم خداوند و سنت پيامبر باشد هر روز مهمتر شده و اثرات نيك ان در جسم انسان در روح انسان در محيط و خانواده انسان و در اقتصاد انسان تاثير مثبت وارد ميكند . ولي اگر ان كار خلاف حكم خداوند باشد و يا خلاف سنت پيامبر گرامي باشد كه ان حضرت نه انرا انجام داده باشد و نه دستور داده باشد هر قدر كه به ان عمل كنيم ان كار بيشتر شده و به افراط و به بيراه و به گمراهي منتهي ميشود و اثرات منفي ان در جسم انسان در روح انسان در محيط و جامعه و در اقتصاد انسان باقي ميماند و حتي باعث قهر و غضب خداوند متعال ميشود و در نتيجه نهاي خود ما با دست خود اتش دوزخ را با پول خود و با جان و مال خود خريده ايم .


دين اسلام ديني است كه در تمام امور و در تمام مسايل سهولت مياورد و مشكلات را در هر موضوعي كه باشد از سر راه مردم دور كرده و مردم را به زندگي راحت و بدون كدام تشويش دعوت ميكند اين دين يك هديه بي نهايت گرانبها ي خداوندي است كه به حبيب خود و امت وي اعطا نموده است


دين اسلام كاملترين دين در تمام جهان است چنانچه خداوند متعال مفرماید سوره المائده ایت سوم(   الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا   )  امروز تکمیل کردم دین شما را و تمام ساختم بر شما نعمت خود را ( عبارت از ایمان و اسلام ) و پسندیدم برای شما دین اسلام را.


 حضرت محمد ص در آخرين خطبه خويش ميگويد كه . با تكميل شدن قران


مجيد و با اعطا كردن دين اسلام وظيفه خويش را به پايان رسانيده ام


( تا زماني كه به كتاب خداوندي و احاديث من چنگ بزنيد هرگز گمرا نميشويد .) رواه مالک  .الموطا ص 702

در اين حديث حضرت پيامبر  ص صرف به دو چيز مهم و حياتي امر نموده اند كه تمام فلاح و رستگاري عالم بشريت تابه قيامت در دنيا و آخرت تنها چنگ زدن و آموختن و عملي كردن به قرآن عظيم شان كه كلام خداوند متعال است و سنت پيامبر ص كه گفتار و كردار آن حضرت ص  است اشاره نموده اند و بس


آن حضرت در اين حديث به عنعنات قومها و يا رسوم زمان جاهليت و يا اعمال اقوام پيش اشاره ننموده بلكه از اولين روز بعثت خويش خلاف تمام مراسم و عنعنات غلط قبيله وي بوده و با تكميل شدن دين مبين اسلام كه كامل ترين دين است ديگر هيچ ضرورت به كدام عمل و يا فعل زمان جاهليت باقي نميماند چنانچه خداوند متعال ميفرمايد سوره المائده ایت سوم (  الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا   )  امروز تکمیل کردم دین شما را و تمام ساختم بر شما نعمت خود را ( عبارت از ایمان و اسلام ) و پسندیدم برای شما دین اسلام را


پس وقتي كه ما مسلمان هستيم و ايمان داريم كه دين اسلام كامترين دين است پس چرا بطور كامل و مكمل از دين اسلام پيروي نميكنيم بلكه گاه گاه در بعضي از امور دانسته و يا نادانسته ميخواهيم كه چند تربوز را در يك دست بگيريم . يعني ميخواهيم كه مسلمان كامل هم باشيم ولي هم از بعضي عنعنات سابقه و جديد خويش كه خلاف اسلام است و يا از زمان پيش از اسلام در قوم هاي ما رواج داشته پيروي كنيم كه در اين صورت نه از دنيا ميشوم و نه از آخرت زيرا خداوند متعال فرموده  ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ اى كسانى كه ايمان آورديد! در آييد به اسلام، بطور کامل. و پيروى مكنيد گام‌هاى شيطان را، هرآیينه او شما را دشمن آشكار هست


منظور از كامل يعني چي ؟


يعني اي مسلمانان وقتي كه اسلام را قبول كرديد و به خداوند و حبيب او  ايمان آورديد            پس بايد به تمام كار هاي غلط و عنعنات غلط قبلي خويش كه خود را با دست خود به هلاكت رسانيده بوديد پشت نموده و به همه انها خط بطلان كشيده و تمام امور زندگي خويش را مطابق به احكام الهي و به طريقه سنت پيامبر  ص برابر بسازيد نه اينكه در ظاهر مسلمان باشيد ولي در عمل گاه گاه خلاف حکم اسلام به  عنعنات زمان جاهليت عمل نمايد .


اصحاب گرامي و تابعين و تبع تابعين و ديگر مردمان نيك و مومن كه از هيچ به همه جا رسيدن و از دل و جان اسلام را قبول كردند انها واقعا به فرموده خداوندي سوره البقره ایت 208  (  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ   ) اى كسانى كه ايمان آورديد! در آييد به اسلام، همه يكجا. و پيروى مكنيد گام‌هاى شيطان را، هرآیينه او شما را دشمن آشكار هست


بطور درست و با يقين كامل به اسلام داخل شدند و به ان عمل نمودند آنگاه در هر قدم خويش و در هر كار از امور زندگي خويش ميديدن كه در اين مورد حكم خداوند چيست تا همانطور عمل كنيم و يا طريقه سنت پيامبر ص در مورد چيست تا به آن طريق عمل كنيم نه اينكه از ميل و خواهش نفساني خويش و قومي خويش عملي كنند .


چنانچه ميگويند كه شخصي به يك صحابي يك خربوزه هديه آورد صحابي انرا پذيرفت و در يك گوشه گذاشت ولي از ان استفاده نكرد چند  روز سپري شد ان شخص هر روز ميديد كه صحابي خربوزه را همانجا گذاشته و نخورده است بلاخره بعد از چند روز از صحابي پرسيد كه آيا خربوزه را خوش نداريد كه تا حال انرا نخورده ايد . صحابي در جواب گفت كه چرا من خربوزه را خوش دارم ولي من هرگز نديديم كه آن حضرت ص چگونه خربوزه را توته نموده اند و چگونه انرا خورده اند تا من هم مانند ان حضرت ص با طريقه سنت او خربوزه را بخورم پس بنا تاكه طريقه سنت ان حضرت ص را در مورد خوردن خربوزه ندانم من هرگز خربوزه نخواهم خورد .


ببينيد كه دوستان خداوند و مسلمانان راستين كه به دين اسلام توجه داشتند كه هيچ عمل خويش را خلاف حكم خداوند و سنت پيامبر ص انجام نميدادند ولي در عصر كنوني كه مشكلات از هر جهت به سوي مسلمانان حمله ور شده است و مسلمانان روز به روز ناتوان شده ميروند در پهلوي هزار ها هزار دليل يكي هم بي علمي و بي دانشي انها و پيروي كردن به بعضي از عنعنات قومي و ترجيع دادن آن عنعنات نسبت به حكم الله و سنت پيامبر ص است .


ملت افغانستان از اوايل دوران ظهور اسلام به اين دين پاك رو آورده و به خاطر حاكميت همين دين پاك ميليونها شهيد داده و باز هم حاضر به شهادت هستند .


اما گاه گاه بعضي از مشكلات كه در زندگي خانواده محيط و جامعه ما به وجود ميايد از نادار شدن و قرضدار شدن گرفته تابه قتل و كشتار خاتمه ميابد همه و همه از جهل ما و بي خبر بودن ما از دين اسلام و از بيسوادي خود ما و پيروي از عنعنات خرافي قديمي و قومي ما بجاي پيروي درست از دين اسلام سر چشمه ميگيرد كه از جمله صرف چند نمونه انها را ياد آور ميشويم


گرفتن جبري بيوه برادر خود را.


در دين اسلام در اين مورد خداوند متعال حكم نموده است كه  سوره البقره  ایت 234(   وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ   ) ترجمه و كساني كه بميرند از شما و بگذارند زنان را، بايد كه انتظار كنند اين زنان، خويشتن را چهار ماه و ده روز؛ پس چون رسيدند به ميعاد([1]) خويش، پس گناه نيست بر شما در آنچه كردند در حقّ خويشتن به وجه پسنديده (يعنى نكاح به طور شرعی)، و خدا به آنچه مي‌كنيد آگاه‏ است .

یعنی حكم شده است وقتي كه يك زن بيوه ميشود شوهرش وفات ميكند او بايد مدت  4 ماه و 10 روز در خانه شوهر خود بايد باشد . و يا هر جاي كه عده خود را سپري ميكند ميتواند  .


ولي در اين مدت 4 ماه و 10روز حق ازدواج را ندارد  بعد از مكمل شدن 4 ماه و10 روز آزاد است  و ميتواند كه به طریقه شرعی و اسلامی  ازدواج نمايد حتي پدر و مادرش بالايش حق ندارد که مانع ازدواج اش شود اگر او بخواهد که ازدواج کند اين قانون اسلام و حكم خداوند متعال است و طريقه سنت پيامبر گرامي نيز چنين است اما بعضي از مردمان با تمام ايمان و تقوا كه دارند و با تمام مقام و عزت كه در منطقه و در مسجد دارند و با بوجود كه از دين مبين اسلام مكمل اگاه است ولي وقتي كه به اين مشكل رو به رو ميشود حكم خداوند منان و حكم پيامبر بزرگوار را ناديده گرفته انگاه غيرت زمان جاهليت اش به جوش مي آيد و با زبان نه بلكه با زبان عمل خويش علان ميكند و نشان ميدهد كه من اين ايت و اين حكم خداوند را و سنت پيامبر ص را قبول ندارم اين زن غيرت من است اگر از دين و از اسلام خارج شوم باز هم نميگزارم كه اين بيوه برادرم از خانه ما بيرون شود يا بايد با من و يا با يكي از برادران غيرتي من ازدواج كند ديگر كدام راه نيست  اینجا است که حکم خداوند مطابقت میکند که میفرماید سوره البقره ایت 84 (  أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ  ) آيا ايمان مى‏آريد به پاره [ای] از كتاب و كافر مى‏شويد به پاره [ای]؟! پس چيست جزا[ى] آن كه چنين كند از شما، مگر خوارى در زندگانى دنيا و روز قيامت گردانيده شوند به سوى سخت‏ترين عذاب، و نيست خدا بى‌خبر از آنچه مى‏كنيد


.


كه نمونه هاي از اين داستان را بارها شنيده ايم و حتي به چشم ديده ايم


پس آيا بعضي از عنعنات ما بالا تر از دين ما نيست ؟


مثال ديگر گرفتن شير بها و يا طويانه هاي بي نهايت زياداست .


در هر محيط و جامعه كه ازدواج گران و مشكل شود زنا و بي حيائي ارزان و آسان ميشود . اين را همه ما ميدانيم و ميفهميم و اثرات و نمونه هاي انرا در محيط فعلي خويش به چشم ميبينيم ولي وقتي كه محفل عروسي از خودما باشد همه را فراموش كرده و تا ميتوانيم مصارف بي مورد را انجام ميدهيم .


در زمان حضرت محمد ص و در زمان صحابي آسان ترين و ساده ترين عمل ازدواج كردن بود و مشكل ترين و سخت ترين عمل زنا بود كه هيچ كس جرعت زنا كردن را نداشت و ازدواج را مصرف بسيار اندك با  حق مهر خيلي ارزان و اسلامي  و با صميمت و دوستي واقعي كه يكي از نمونه هاي آن ازدواج دختر خود حضرت محمد ص بي بي فاطمه با حضرت علي  است .


ویا زمانی که همسر بی بی حفصه دختر حضرت عمر رض شهید شد حضرت عمر خودش به حضرت عثمان پیشنهاد نمود که اگر خواسته باشی دخترم را به عقد تو در میاورم و بعد از چند روز چون جواب نگرفت نزد حضرت ابوبکر صدیق رفت و بیشنهاد نمود که اگر خواسته باشد دخترام را به عقد ات در بیاورم او هم جواب نداد زیرا ان حضرات شنیده بودند که حضرت محمد ص در مورد بی بی حفصه تصمیمی دارند تا اینکه حضرت محمد ص بی بی حفصه را از حضرت عمر خواستگار شد و به عقد خویش در اورد.


این است یکی از نمونه های ازدواج نمودن در دین اسلام و به طریقه سنت که هدف شان تنها رضایتمندی الله و بجا نمودن سنت و پاک نگهداشتن خویش از زنا بود ولی بیاید رواج های عصر کنونی را با ان زمان به مقایسه بنشنیم حالا عصر کنونی میبینیم که جوانان ما سن شان از 20 به 25-30-تا به 40 میرسد ولی توان ازدواج را ندارند زیرا پسران و دختران اماده ازدواج هستند و از نگاه دین مبین اسلام هیچ مشکل وجود ندارد دختر هم جوان است و پسر هم و باید با یک عقد نکاح شرعی و اسلامی و با حق مهر بسیار کم باید باهم ازدواج نموده و از اغاز جوانی باهم زندگی کنند و دوران جوانی را باهم یکجا در محبت و صمیمیت اسلامی بگذرانند و اطفال نیک صالح و دیندار به جامعه تقدیم نمایند اما رواج های غلط و عنعنات قومی ما مانع عروسی شان میشود زیرا پول هنگفت دوران نامزدی و پول هنگفت شیر بها و طویانه را ندارد بنا پسر جوان باید سالها به دیگر ممالک رفته و تمام جوانی خود را صرف کار های شاقه و طاقت فرسا نماید تا پول طویانه و پول عروسی های غیر اسلامی را پیداکنند وقتی که همه شرایط را برای عروسی کردن مهیا میسازد انگاه سن شان به پیری نزدیک شده است و زمان جوانی شان نشاط شان گذشته است همه این جفا ها بر این نسل جوان کنونی ما از خاطر رسم و عنعنات غلط ما است که خود ما در دین و در اسلام داخل نموده ایم چون شیر بها و طویانه و غیره و به عمل کردن انها خیلی اساس  هستیم و حتی در بعضی از مناطق اگر کسی از دخترش طویانه نگیرد و دختر خویش را بدون گرفتن طویانه به شوهر بدهد همه قوم با او مخالف شده و او را مرد بی غیرت مینامند .


ایا همین است برداشت ما از دین مبین اسلام در حالی که


ولي بيايد محفل عروسي درست اسلامي را با محفل عروسي فعلي ما به مقايسه بنشينيم .


از زمان آغاز نامزدي كه خلاف حكم اسلام است تا به اخير محفل عروسي در زمان نامزدي در كدام قسمت از دين و سنت در مورد عيدي براتي و نوروزي بردن ذكر است اگر است در كجا اگر نيست پس چرا ما به آن بالاتر از فرض به آن عمل ميكنيم . ما ميخواهيم مسلمان هم باشيم و هم عادات و عنعنات غلط زمان جاهليت زمان بوداهي زمان زردشتي و زمان هندوي را كه همه خلاف احكام خداوندي است و خلاف اسلام و بر ضرر مسلمانان است به ان پايبندي و عمل كنيم . چرا بايد در روز نوروز كه در اسلام هيچ حكم شرعي ندارد و حتي تجليل كردن از ان روز حرام است بايد جشن گرفته شود و هفت ميوه و سبزي آماده شود و نامزدان براي فاميل نامزدش كم از كم مبلغ هنگفتي را بنام اين و ان و يا لباس نو ماهي و جلبي بخرد و به خانه انها بفرستد اين مطالب را براي لبخند زدن و يا خنديدن شما ياد آور نميشوم كه صرف بخنيديد و بگويد راستي هم چي مطالب ناچيز را باد آورد شده و بعد فراموش اش كنيد . بلكه اين يكي از بدبختي هاي محيطي ما است و يكي از سر آغاز تباهي دوخانواده است و شروع يكي از بدعت ها است كه ختم ان انسان را از اسلام و از زندگي راحت و از پيشرفت و ترقي بيرون كرده و قرضداري و تباهي را بار مي آورد .


پس لطفا با اين مثالها پيش پا افتاده به نظر كم نبينيد بلكه مفهوم حديث شريف است كه  هر عملي كه در اسلام نبوده تازه آورده شود و يا اضافه شود بدعت است .


 وهر بدعت باعث مرگ يك سنت ميشود .


پس اي برادر مسلمان همان ماهي و جلبي ناچيز كه صرف يك روز خواهي خورد در عوض  به طرف مقابل  ضربه اقصادي وارد نموده و پول هنگفتي از او را در راه بدعت و راه غلط به مصرف رسانيده اي و یا براتي و يا عيدي همه اينها خلاف اسلام است و رسوم جاهليت است كه ما مسلمانان ميخواهم هم مسلمان كامل باشيم و هم كار هاي جاهليت را به طور مكمل انجام بدهيم .


آيا بعضي از عنعنات ما بالاتر از دين ما نيست ؟


در محفل عروسي بدبختانه انقدر  بدعت و كار ناروا و  اعمال زشت و كفر آميز رواج داده ايم كه صرف در مورد محفل عروسي و بدعت هاي ان ميتوان كتاب جداگانه نوشت اما با تاسف كجا است چشم بينا و گوش شنوا و عقل سليم .


آيا در اسلام نشستن زنان با مردان نامحرم جايز است كه در محفل عروسي همه با هم مخلوط ميشوند و با افتخار ميگويند كه محفل ( میكس ) است


آيا اواز خوان محرم تمام زنان است كه چند مرد موزيك بنوازند و يك مرد آواز بخواند و دختران و زنان با لباس هاي نيمه برهنه در مقابل شان برقصند چون محفل ميكس است و با اين عمل گويا كه ما روشن فكر هستيم  آيا فلم بردار محرم است كه در ميان زنان داخل شده و فلم برداري كند ؟در حالي كه همه اين اعمال خلاف  دين  اسلام و احکام خداوندي است ولي چون رسم و رواج و عنعنات ما است بايد عملي شود يعني در عمل نشان ميدهيم كه عنعنات ما بالاتر از دين ما است .


قرآن دو شكل دارد


شكل ظاهري كه ساخته بشر است كه از كاغذ و رنگ و غيره ساخته شده كه براي زينت آن روز به روز كوشش شده ميرود .


و شكل دوم ان شكل معنوي آن است كه همانا كلام خداوند است كه آن حكم خداوند ميباشد كه هيچ گاه تغير پذير نيست و هر بار كه انرا بخوانيم گويا كه خداوند متعال با ما در صحبت باشد .


ولي با تاسف كه ما به شكل ظاهري قرآن خيلي توجه داريم آنرا با كاغذ هاي بسيار گرانبها چاپ ميكنيم با رنگ هاي بسيار زيبا و با صحافي بسيار خوب با پوش ضخيم و بادوام ميسازيم آنرا در چند پوش از تكه هاي خوب ميپوشانيم كه همه اينها به شكل ظاهر قران ارتباط دارد و ما به شكل ظاهر قرآن احترام بسيار زياد داريم ولي در مورد شكل باطن قرآن كه همانا عمل كردن به كلام خداوندي است توجه كمتر داريم و به خلاف حكم قران بيشتر عمل ميكنيم


ظاهر قرآن را در رفك هاي بالا با احترام زياد ميگذاريم ولي باطن قرآن را در جاهاي بسيار پاين و بسيار خراب ميگذاريم كه يكي از نمونه هاي ان در محفل عروسي غير اسلامي ميتوان ديد كه در محفل عروسي زن و مرد با لباس هاي نيمه برهنه باهم ميرقصند و همه اعمال مكمل خلاف حكم قرآن است ولي وقتي كه عروس ميايد با وجود كه لباس بسيار برهنه بر تن دارد حجاب وجود ندارد و همه مردان نامحرم به او نگاه ميكنند ولي يك جلد قرآن را در بالاي سر او گرفته ايم ایا این احترام به قرآن است یا بی احترامی به قرآن در همان قرآن که بالای سر عروس نیمه برهنه گرفته ایم حکم میکند که ایت حجاب سوره النور ایت 29 الی 31 (   ٢٩ قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَيَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِكَ أَزۡكَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ ٣٠ وَقُل لِّلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَغۡضُضۡنَ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِنَّ وَيَحۡفَظۡنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنۡهَاۖ وَلۡيَضۡرِبۡنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّۖ وَلَا يُبۡدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوۡ ءَابَآئِهِنَّ أَوۡ ءَابَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآئِهِنَّ أَوۡ أَبۡنَآءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوۡ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ إِخۡوَٰنِهِنَّ أَوۡ بَنِيٓ أَخَوَٰتِهِنَّ أَوۡ نِسَآئِهِنَّ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ أَوِ ٱلتَّٰبِعِينَ غَيۡرِ أُوْلِي ٱلۡإِرۡبَةِ مِنَ ٱلرِّجَالِ أَوِ ٱلطِّفۡلِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يَظۡهَرُواْ عَلَىٰ عَوۡرَٰتِ ٱلنِّسَآءِۖ وَلَا يَضۡرِبۡنَ بِأَرۡجُلِهِنَّ لِيُعۡلَمَ مَا يُخۡفِينَ مِن زِينَتِهِنَّۚ وَتُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ ٣١


    )  (  بگو به مردان مسلمانان كه:فرو اندازند چشم های خود را و نگاه دارند شرمگاه‌های خود را، اين پاكيزه‏تر است ايشان را. هرآیينه خدا خبردار است به آنچه مي‌كنند. ﴿30و بگو زنان مسلمانان را كه:فرو اندازند چشم های خود را و نگاه دارند شرمگاه های خود را و آشكارا نكند آرائش خود را([2])، الاّ آنچه ظاهر است از آن و بايد كه فرو اندازند چادر های ایشانرا بر گريبان‌هاى خود و ننمايند آرايش خود رامگر به شوهران خويش يا پدران خويش يا پدران شوهران خويش يا پسران خويش يا پسران شوهران خويش يا برادران خويش يا پسران برادران خويش يا پسران خواهران خويش يا زنان خويش يا آنچه مالك ان است دستِ های ايشان (يعنى غلامان) يا طفلان كه صاحب شهوت نباشند از مردان يا طفلان كه هنوز مطلع نشده‏اند بر شرمگاه های زنان. و نزنند پاهای خويش راتا دانسته شود آنچه پنهان ‌كردند از آرایش خويش. و رجوع كنيد به سوى خدا همه يكجا اى مسلمانان تاكه رستگار شويد([3]). ﴿31)

یعنی خداوند متعال در همین قران حکم کرده که زن باید با حجاب باشد ولی ما عروس را نیمه برهنه نموده ایم و انگاه قرآن را بالای سرش میگیریم . یعنی چه ؟


ايا بعضي از عنعنات ما بالاتر از دين ما نيست ؟


در تمام محفل عروسي سر تا پا حرام بدعت و نارواست صرف در قسمت عقد نكاح در ان وقت هم همه جوانان مسلمان ما غرق در رقص و پايكوبي هستند چند ريش سفيد از ميان انها بر خواسته و در يك اطاق جمع ميشوند تا در حظور ملا امام شاهد عقد نكاح باشند كه انهم با حق مهر هاي بسيار گزاف و پول هنگفت حق مهر را وکیل عروس چنان قیمت گزاف تعین میکند که غیر قابل تصور . گویا با اینکار قدر و قیمت عروس را بلند برده است . و بعد از یک ساعت دعوا و گفت وگو ها که حتی به جنگ لفظی هم می انجامد تا ا ینکه وکیل صاحب کمی قیمت را پاین می اورد و در اخیر این همه دعوا ها میگویند که ( برو برادر کی داد ؟ کی گرفت  یک گپ و یک رواج است .) یعنی حق مهر که امر حتمی است انرا یک رواج و یک کار بسیار بی ارزش جلوه میدهیم و بعد از یک ساعت دعوا بالا خره با گفتن اینکه کی داد ؟ کی گرفت مراسم نکاح را خاتمه میبخشیم  ویا با  شرط هاي غير شرعي ختم ميشود و به ملا امام كه حكم شرعي را انجام داده و عقد نكاح را انجام داده به بسيار مشكل و با نازضايتي يك پول نا چير خواهند داد ولي در همان محفل به آواز خوان پول بي نهايت زياد داده ميشود كه بيايد و محفل گناه و بي حيائي را گرم بسازد ولي به يك عالم دين هيچ ارزشي قايل نيستيم .


آيا بعضي از عنعنات ما بالاتر از دين ما نيست ؟


در حالي كه زندگی در پرتو دین اسلام چنان پاک و روشن است كه شب ان از روز روشنتر است .


و در دين  اسلام آنقدرحلال براي ما  زياد است كه هيچ گاه كمبودي احساس نميكنيم و ضرورت به هيچ حرامي پيدا نميشود .


بشرطي كه ما به شكل درست و كامل در دين اسلام داخل شويم . هر شخصي كه ايمان مياورد و مسلمان ميشود بعد از مسلمان شدن هيچ ازادي بي قيد و شرط از خود ندارد بلكه هر ثانيه از زندگي خود را بايد مطابق به حكم الله و به طريقه سنت پيامبر بايد به پيش ببرد از خواب برخواستن به طريقه درست و به شيوه سنت غذا خوردن لباس پوشيدن حرف زدن كار كردن خواب كردن همه و همه بايد به طريقه كه خداوند حكم نموده و به طريقه سنت حبيب اش  باید انجام داده شود .در هر حكم الله كه حلال گفته هزار ها هزار حكمت نهفته است و يا اگر حرام گفته هزار ها هزار حكمت نهفته است .


پس بايد هر حكم آنرا مو به مو بر خويش بر فاميل خويش و در جامعه خويش عملي نمايم و در هيچ موردي به خواهشات نفساني خويش توجه ننمايم و به ان عمل نكنيم و خود را اسير خواهشات نفساني خويش نسازيم و در هر كار بايد ببينيم كه حكم خداوند و سنت پيامبر ص چي است كه بدون شك ان كار به خير و فلاح و رستگاري و كاميابي دنيا و آخرت ما تمام ميشود ولي اگر در بعضي امور حكم الله و سنت پيامبر ص را كنار گذاشته و عقل ناقص خويش را و نظريه خويش و يا خواهش خويش را در آن داخل نموده و آنرا عملي نمايم پس به يقين كه ان كار باعث هلاكت بربادي و رسواي و ناكامي خودما فاميل ما و جامعه و باعث ناكامي مان در دنيا و آخرت ميشود


و يا ما كه مسلمان هستيم و ميدانيم كه تجارت ما و دوكانداري ما خير و بركت همه از جانب خداوند است ولي در اكثر دوكانها ميبينيم كه صاحب دوكان مسلمان است نماز ميخواند با تقوا است ولي در بالاي سر دوكان اش يك نعل اسپ را نسب كرده گويا كه اين نعل كثيف يك حيوان در دوكان اش خير و بركت مي اورد نظر بد را دفع ميكند و مشتري را اين نعل حيوان به دوكان مي آورد و فروشات دوكان زيادتر ميشود .با این گونه عقاید که ما باشیم از زمان جاهلیت قبل از اسلام هم پاینتر محسوب خواهیم شد زیرا انها بت ها را میپرستیدن ولی ما به یک نعل بای یک حیوان عقیده راسخ داریم .


ايا بعضي از عنعنات ما بالا تر از دين ما نيست ؟


و يا اگر كمي در فروشات شان كمي پيدا شود بسيار زود نزد جادوگران که اکثرا بنام های مقدس و نام های محترم چون (  فلان  به اصطلاح آغا صاحب  فلان ملا صاحب )و حتي  فلان هندو صاحب مشهور شده اند میرویم  نزد یک هندو تعويذ نويس كه همه شان براي گمراهي مردم كمر بسته اند ميرویم  و به او رجوع ميكنیم  كه يك تعويذ بدهد كه كارام بهتر شود و يا مگر جاهليت و ناداني ما  از اين بيشتر ميشود كه يک مسلمان بخاطر آينده نا معلوم خويش كه خودش مسلمان است و مسلمان كسي را گويند كه در هر نماز در هر رکت از نماز سوره فاتحه  را میخوانیم و با زبان اقرار میکنیم که(  إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ   )   خداوندا خاص ترا میپرستیم و خاص از تو مدد میخواهیم و در عوض که در هر  امور به خداوند رجوع كند و تنها و تنها خداوند را پرستيش كند و تنها و تنها از او كمك و مدت بخواهد و ايمان داشته باشد كه غيب را به غير از خداوند ديگر هيچ كسي نميداند حتي پيامبران خداوند نميدانند ولي همين مسلمان ميرود نزد يك هندو كافر كه از خداوند منكر است زانو زده و با تضروع و با دادن پول هنگفت از او ميخواهد كه برايش يك تعويذ بدهد كه آينده اش به ميل خودش درست شود و يا در مورد آينده دور و نزديك اش برايش پيش گوي كند . و اگر آن كار اش با سحر و جادو آن جادوگر به ميل او انجام نشودجادوگر و يا افراد شيطان صفت هستند كه ميگويند كه از دل يقين نكردي به اين خاطر كارات درست نشد بايد از صدق دل و ايمان كامل  يقين كنيد كه از همين جادوگر ميشود و بس كه انوقت است كه نادانسته كاملا از دين اسلام خارج شده كافر ميشوي . در حالي كه مفهوم حديث شريف است كه اگر كسي حتي براي استهزا و يا تمسخر نزديك جادوگر ( به اصطلاح  اغا صاحب . فال بين تعويذ نويس ) ميرود كه برايش روي طالح اش را باز كند  ايمانش از سرش ميرود و بايد عاجل كليمه بخواند  و توبه كند چه رسد كه با صدق دل و يقين نزد يك هندو جادوگر زانو بزند و با صدق دل به او يقين كند آيا مسلمان گفته ميشود  در حالي كه دين مبين اسلام سحر و جادو را كاملا حرام گردانيده ولي باز هم ما عنعنات زمان جاهليت را نسبت به حكم الله سنت حبيب اش بيشتر ارزش ميدهيم و به ان عمل ميكنيم . ايا بعضي از عنعنات ما بالا تر از دين ما نيست ؟


مثال ديگر


در دين مبين اسلام طريقه سنت پيامبر ص چنين است كه اگر در خانه كسي طفل پيدا شود در صورت امكان براي پسر دوگوسفند ذبح كند بنام عقيقه  و براي دختر يك گوسفند عقيقه كند كه تعداد بسيار كمي از مسلمانان ما به آن عمل ميكنند ولي ما كه به ظاهر مسلمان هستيم چي ميكنيم


اگر طفل نوزاد ما دختر باشد خوش نميشويم و اگر اين چندمين دختر باشد كه خداوند به ما عنايت فرموده با ديدن ان قهر ميشوم با همسر خود زشت رفتار ميكنيم كه چرا دختر به دنيا آورده گويا در دست او بود همرايش صحبت نميكنيم حتي به خوراك و پوشاك و صحت ودارو و درمان آنها توجه نميكنيم و حتي قهر نموده و همسر خود را همراي ان دخترك معصوم كه رحمت خداوندي است به خانه خود راه نداده و انها را به خانه پدرش ميفرستيم درست مانند عنعنات زمان جاهليت . ايا بعضي از عنعنات ما بالاتر از دين ما نيست ؟


و يا اگر خداوند به ما طفل پسر عنايت فرمايد چطور شكرانگي انرا به صفت يك مسلمان ومومن ادا ميكنيم . ايا عقيقه ميكنيم ؟ نه  آيا سر به سجده ميگذاريم و شكر ميگويم ؟ نه  آيا دوركت نماز شكرانه خوانده و از خداوند سپاس گذاري ميكنيم ؟ نه آيا .....؟  نه بلكه به خود ميباليم كه از من پسر تولد شده اين كار خودم است در عوض . اول بالاي او اسم هاي نا آشنا و غير اسلامي و بي معني و بي بركت را برايش انتخاب ميكنيم كه نه در فرهنگ اسلامي است و نه در فرهنگ وطن ما بلكه تقليد از كافران ميكنيم و نام يك كافر را بالاي پسر خود ميگذاريم و


بعدا در روز ششم به نام شب شش تمام دوستان و بخصوص رقيبان خود و همسسر خود را با كارت هاي دعوتي بسيار گرانبها به يك تالار دعوت نموده و به اندازه يك عروسي مصرف مينمايم و مادر طفل كه در حالت بسيار خراب و با درد و مشكلات زايمان است اما بخاطرديگران در روز ششم زايمانش لباس هاي نيمه برهنه را به تن كرده با آرايش هاي بسيار زشت و لباس هاي تنگ تر از پوست بدن از سر شب تا به نيمه هاي شب در مقابل آواز خوان نا محرم كمره بردار نا محرم و ديگر مردان و زنان نا محرم ميرقصد و ميخنند و بدن نيمه عريان خويش را به نمايش ميگذارد درست همانند عنعنات زمان جاهليت .


پس آيا بعضي از عنعنات ما بالاتر از دين ما نيست ؟

Comments


Please login to comment